ناصر خسرو
12
زاد المسافر ( فارسى )
قول دوم اندر كتابت كه آن در علم غايبان است كتابت از جملگى حيوان به مردم مخصوص است و مر حيوان بىنطق را با مردم هم اندر گفتار و هم اندر صنعتها شركت است و اندر كتابت نيست . امّا شركت حيوان ديگر با مردم اندر گفتار چنان است كه مر بيشتر حيوان را هر يكى را بانگى هست كه آن خاصه مر او راست و آن بانگ ( از ) او به منزلت نطق است از مردم . و نيز بيشتر از حيوان بىسخن آن است كه به وقت شادى و ايمنى جز چنان آواز دهند كه به وقت ترس ( و درماندگى ) دهند ، چنان كه مرغ خانگى به خاصّه آوازها دارد و مر ( نر « 1 » ) آن را خروه « 2 » گويند و مادهاش را ماكيان گويند و مر خروه « 3 » را به وقت ايمنى و شادى آواز او « 4 » معلوم است كه چگونه است و بدان وقت كه پرنده بر سر او بگذرد و از آن بترسد و مر ياران خويش را از آن حذر فرمايد ، پيداست كه چگونه آواز دهد و به وقتى كه مر ماكيان را سوى دانه خواند كه بياييد ، معروف است كه چگونه خواندش و به وقتى كه مر ماكيان را جاى خايه نهادن بنمايد و بفرمايدش كه اينجا بنشين و بار خويش بنه ، آوازش معلوم است . پس اين آوازهاى مختلف مر نوع خويش را به حاجتهاى مختلف ، به منزلت نطق است . و نيز اندر صنعتها « 5 » مر حيوانات را با مردم شركت است ، چنان كه مر عنكبوت
--> ( 1 ) . C : - نر . ( 2 ) . BA : خروس . ( 3 ) . BA : خروس . ( 4 ) . C : - او . ( 5 ) . A : صنعتهاى .